رفتن به محتوای اصلی
امروز: ۰۱:۴۳:۰۱ ۲۰۱۹/۲۱/۰۸     ورود
EN - FA

برای تبلیفات در سایت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تبلیفات در سایت

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تبلیفات در سایت

asulaghlaghyat

رعایت اصول اخلاقی ممکن است همیشه ساده نباشد، اما نیازی هم نیست که دشوار باشد. هدف این کتاب کمک به شماست تا راه زندگی کردن و کار کردن اخلاقی را بیاموزید و به موفقیت های بزرگ برسید. در اینجا خلاصه کتاب اصول اخلاقیات جان سی مکسول را آورده ایم. اشخاص کارهای غیراخلاقی را به سه دلیل زیر انجام می دهند:

۱- کاری را که از همه خوشانیدتر باشد انجام می دهیم: تنگنای اخلاقی را می توان انتخابی نامطلوب یا ناخوشایند در ارتباط با اصول اخلاقی تعریف کرد. در این گونه مواقع چه می کنیم؟ کار راحت را می کنیم یا کار درست را؟ مثلاً اگر صندوق دار پول اضافی بدهد چه باید بگویم؟

۲- برای برنده شدن، هرکاری که لازم باشد انجام می دهیم: همه از باختن متنفرند. اما خیلی ها فکر می کنند میان بردن و اخلاقی بودن باید یکی را انتخاب کنند. خیلی ها معتقدند که پرداختن به بحث اخلاق گزینه ها، فرصت های مناسب و توانایی آن ها برای رسیدن به موفقیت را محدود می کند.

۳- انتخاب های خود را با نسبی گرایی توجیه می کنیم: زمانی تصمیمات ما مبتنی بر اخلاقیات بود؛ حالا اخلاقیات مبتنی بر تصمیمات ماست. اگر برای من خوب است، پس چیز خوبی است. این وضعیت به کجا می انجامد؟

تغییر جهت باد: خوشبختانه میل روزافزونی به روبه رو شدن با موضوع اخلاق در تجارت وجود دارد. امروزه زرق و برق محلی از اعراب ندارند. شفافیت در زمینه های اخلاقیات، ارزش ها و هدف ها جای آن ها را گرفته است.

برخی از راه حل های متدوال بازار برای بهبود اخلاقیات:

- استفاده از آموزش های اخلاقی بیرونی: شرکت های مختلف سعی می کنند از سازمان های بیرونی برای آموزش دادن اخلاقیات به کارکنانشان استفاده کنند.

- مجازات خطاکار: اگر یکی از کارکنان خطای اخلاقی داشت، مجازات می شود. اما اشکال این جاست که روش های غیراخلاقی در سطح سازمان پاداش می گیرد و تشویق می شود.

- اتکا به قانون: بعضی شرکت ها در تصمیم گیری هایشان به جای توجه کردن به آنچه اخلاقی است، به این توجه می کنند که چه چیزی قانونی است. نتیجه این طرز برخورد، ورشکستگی اخلاقی است.

یکی از مشکلات ما این است که اصول اخلاقی هرگز موضوع تجاری یا اجتماعی یا سیاسی نیست. این موضوع همیشه شخصی است. همان کسی که در پرداخت مالیاتش تقلب می کند و یا لوازم یک فروشگاه را بر می دارد، انتظار دارد شرکتی که سهامش را خریده، سیاستمداری که به او رای داده و مشتری ای که با او معامله می کند از خود صداقت نشان دهد.

جان کلام درباره اخلاقیات: من میخواهم اصول اخلاقی را رعایت کنم و می دانم که به واقع امکان پذیر است که با انجام کار درست در شغل خود موفق شویم. در واقع به استناد گزارش مرکز منبع اخلاقی در واشینگتن دی. سی، شرکت هایی که اصول اخلاقی را رعایت می کنند در مقایسه با شرکت هایی که چنین تعهدی در خود احساس نمی کنند سوددهی بیشتری دارند. البته اخلاقیات به علاوه شایستگی معادله برنده شدن است. در کوتاه مدت رفتار براساس اخلاقیات ممکن است زیان نشان دهد، درست همانطور که ممکن است کسی در کوتاه مدت با رفتار غیراخلاقی موفق به نظر برسد. اما در بلند مدت همیشه کسانی که اخلاقیات را رعایت نمی کنند بازنده می شوند. ال. ام. کاری می گوید: موفقیت براساس ویژگی های اخلاقی استوار است، و این شخصیت سبب قدرت و تنها ضامن موفقیت است.

چرا این قاعده طلایی است

من معتقدم می توانید از یک اصل در مورد تصمیم گیری های اخلاقی خود استفاده کنید. این اصل بر اساس قاعده طلایی است.

 

طرح این سئوال که دوست دارم در این مورد خاص با من چگونه رفتار کنند؟ راهنمایی مهم شما در هر موقعیتی است. در زمینه اخلاقیات دو نکته مهم وجود دارد: اول داشتن معیاری برای تبعیت، و دوم اراده تبعیت از آن. اخلاقیات چگونگی روبه رو شدن با چالش انجام کار درست در زمانی است که برایمان هزینه ای بیش از آنچه می خواهیم بپردازیم، در بر داشته باشد.

چرا باید پایبند قاعده طلایی باشیم:

۱- قاعده طلایی را اغلب مردم قبول دارند: یکی از نخستین قواعد در زمینه روابط انسانی، پیدا کردن زمینه های مشترک با دیگران است. این می تواند راهنمای خوبی باشد، خواه دوستی جدیدی را مد نظر قرار دهید یا با ارباب رجوعی ملاقات کنید. مقایسه تجربیات مشابه و رسیدن به باورهای مشترک می تواند راه را برای رسیدن به روابط موفق هموار کند. از قاعده طلایی می توان برای خلق زمینه های مشترک با هر شخص منطقی استفاده نمود.

۲- درک قاعده طلایی ساده است: البته این بدان معنا نیست که با استفاده از قاعده طلایی می توانید بر هر موقعیت دشواری غلبه کنید. گاه دشوارترین بخش پرسیدنِ، دوست دارم در این حالت با من چگونه برخورد کنند، است.

۳- قاعده طلایی، فلسفه برنده - برنده است: اگر من با شما به شکلی رفتار کنم که دوست دارم دیگران با من رفتار کنند، شما برنده می شوید. اگر شما هم با من این گونه رفتار کنید، من برنده می شوم. بازنده ای در کار نیست و از نقاط ضعف کسی، کسب درآمد نمی شود.

۴- قاعده طلایی قطب نمایی است که شما را در جهت یابی کمک می کند: در دنیایی سرشار از عدم اطمینان، خیلی ها دنبال جهت می گردند. با پیروی از قطب نمای اخلاقی که راه را نشان دهد، به آرامش درونی می رسیم.

اگر قاعده طلایی به درستی اجرا شود، نیاز به هیچ قاعده دیگری نخواهیم داشت.

قاعده طلایی با شما شروع می شود

می خواهید با شما چگونه رفتار کنند؟

۱- می خواهم ارزشمند باشم: ۷۰ درصد کسانی که شغل خود را ترک می کنند، این کار را به این دلیل می کنند که احساس می کنند به آن ها بهای لازم داده نمی شود. بها دادن به دیگران، نه به خاطر کارهایی که می توانند بکنند، بلکه به این دلیل که انسان هستند، اساس قاعده طلایی است.

۲- می خواهم از من قدردانی کنند: همه ما می خواهیم برای کاری که می کنیم مورد تشویق و قدردانی واقع شویم. به کارکنانتان نشان دهید که تلاش هایشان را ارج می نهید. در هر فرصت مناسبی که پیدا کردید از آن ها تشکر کنید. بکوشید در حضور دیگران و به خصوص در حضور نزدیک ترین اشخاص به کارکنانتان، از آن ها تعریف و تمجید کنید.

۳- می خواهم مورد اعتماد واقع شوم: اعتماد کردن مهم تر از محبت کردن است. اعتماد اساس رهبری است. اعتماد اساس همه روابط خوب است. کسی که به دیگران اعتماد می کند نسبت به کسی که به دیگران اعتماد نمی کند مرتکب اشتباهات کمتری می شود. کسانی که تولید اعتماد می کنند از ویژگی های زیر برخوردارند:

- استحکام شخصیت دارند.

- بینش و ارزش های خود را با کارکنان در میان می گذارند.

- به کارکنانشان احترام می گذارند و با آن ها به عنوان اشخاصی در سطح خود رفتار می کنند.

- به جای هدف های شخصی به هدف های مشترک توجه می کنند.

- حتی با وجود احتمال مخاطره شخصی، کار درست را انجام می دهند.

- با ذهن باز گوش می دهند.

- مهر و محبت خود را نشان می دهند.

- به کارکنانشان اعتماد می کنند.

۴- می خواهم به من احترام بگذارند: وقتی دیگران به من اعتماد می کنند، احساس مسئولیت و اقتدار می کنم. احساس ارزشمند بودن و احساس اعتماد می کنم. احترام کسانی که به آن ها احترام می گذارید، بیش از تعریف و تحسین جمعی کثیر ارزش دارد. نوع احترامی که کارکنان دریافت می کنند به آن ها این امکان را می دهد تا در بهترین حد خود ظاهر شوند. جیمز هاول می گوید: به اشخاص احترام بگذارید تا بیشتر کار کنند.

۵- می خواهم درک شوم: در برخورد با دیگران اول بخواهید که درک کنید و بعد درک شوید. درک درست دیگران مستلزم آموختن از آن ها و آموختن درست از اشخاص مستلزم تغییر دادن خویشتن است. برای درک دیگران باید خود را در سطح آن ها قرار بدهیم. میان دانستن و درک کردن تفاوت بزرگی وجود دارد. می توانید مطالب زیادی درباره چیزی بدانید و با این حال آن را درک نکنید.

۶- نمی خواهم دیگران از من سوء استفاده کنند: اگر دیگران احساس کنند که من از آن ها سوء استفاده کرده ام حتماً اعمال و رفتارم نامناسب بوده است. مهم نیست درباره دروغ گفتن به یک همسایه حرف می زنید یا کلاه گذاشتن سر یک شرکت بزرگ، هر اقدام شما روی اشخاص اثر می گذارد.

زندگی در حد طلای ۲۴ عیار

نقش مهم شخصیت: شخصیت برای داشتن زندگی شرافتمندانه و رسیدن به سطح عالی سجایای اخلاقی ضرورت دارد.

- شخصیت فقط حرف زدن نیست: خیلی ها درباره انجام دادن کار درست حرف می زنند، اما معیار واقعی شخصیت، عمل کردن است.

- استعداد نعمت است، اما شخصیت انتخاب کردنی است: خیلی چیزها در زندگی هست که شخص آن ها را انتخاب نمی کند، مانند پدر و مادر اما چیزهای مهمی هست که شخص آن ها را انتخاب می کند. ما ایمان، نگرش و شخصیت خود را انتخاب می کنیم.

- شخصیت در کارکنان موفقیت پایا تولید می کند: در کار کاردن با اشخاص، اعتماد به آن ها موضوع بسیار مهمی است. شخصیت تولید اعتماد می کند.

- افراد نمی توانند بیشتر از حد شخصیت خود رشد کنند: اشخاص سه نوعند. آن هایی که موفق نمی شوند، آن هایی که موقتاً موفق می شوند، و آن هایی که موفق می شوند و موفق باقی می مانند. داشتن شخصیت تنها راه رسیدن به موفقیت  ادامه دار است.

اگر می خواهید شخصیت عالی داشته باشید به راهنمایی های اصولی زیر عمل کنید:

۱- قاعده طلایی را به عنوان راهنمای استحکام شخصیت در زندگی تان بپذیرید: همه روزه هرگاه موضوع رفتار اخلاقی برایتان مطرح می شود، از خود بپرسید: در این موقعیت خاص می خواهم با من چگونه برخورد شود؟

۲- با رعایت اصول استحکام شخصیت تصمیم بگیرید: اغلب اشخاص در زندگی خود چند تصمیم کلیدی می گیرند، و بعد این تصمیمات را در برنامه روزانه خود لحاظ می کنند. پس از آن که تصمیم گرفتید از قاعده طلایی به عنوان راهنمای استحکام شخصیت استفاده کنید، نکات زیر را در نظر بگیرید:

- تصمیمات شما، و نه اوضاع و احوال، اخلاقیات شما را مشخص می سازد: گناه انتخاب های خود را به گردن اوضاع و احوال نیاندازید.

- تصمیمات اشتباه تولید جراحت می کند: وقتی تصمیم اشتباهی می گیرید اثرات آن باقی می ماند.

- هرچه شمار اشخاص درگیر بیشتر باشد، فشار بیشتری برای سازگاری احساس می شود: علی رغم فشارهای موجود، به خود اجازه ندهید تصمیمات غیراخلاقی بگیرید.

- کاری صورت ندادن هم نوعی تصمیم گیری است: عمل نکردن هم نوعی تصمیم گیری است.

۳- بر اساس راهنمای استحکام شخصیت تصمیم بگیرید: وقتی در تمام شئون زندگی از قاعده طلایی بهره بگیرید، به زندگی اخلاقی می رسید.

۴- از دیگران بخواهید شما را پاسخگوی رفتارتان بدانند: اگر می خواهید قانون طلایی را در زندگی رعایت کنید، از دیگران بخواهید، شما را زیر نظر داشته باشند.

داد و ستد بر اساس قاعده طلایی: وقتی حکایت مردان و زنان بزرگ تاریخ را می خوانید، تشخیص می دهید که آن ها در حد طلای ۲۴ عیار زندگی کرده اند یا نه. به استناد یک گفته قدیمی، وقتی تحت فشار قرار بگیرد آنچه در درون شماست به بیرون تراوش می کند. البته نمی توان یک شبه زندگی در حد طلای ۲۴ عیار ایجاد کرد، همانطور که نمی شود با آموزشی دو روزه دریانوردی تراز اول شد. از امروز تصمیم بگیرید از قاعده طلایی در زندگی خود استفاده کنید و بر اساس آن تصمیم بگیرید. این گونه، شما هم می توانید زندگی ای در حد طلای۲۴ عیار داشته باشید.

پنج عاملی که می تواند قاعده طلایی را خدشه دار کند

زیر پا گذاشتن قاعده طلایی: اغلب پنج عامل سبب می شود که موازین اخلاقی را زیر پا بگذارید.

۱- فشار: زیر پا گذاشتن موازین اخلاقی اغلب نتیجه فرهنگ شرکت ها و یا به عبارتی فشار مدیران این شرکت هاست که وقتی می بینند شرکتشان به هدف های مطلوب نمی رسد می خواهند از روش های غیراخلاقی و نادرست برای به سود رساندن صوری شرکت خود استفاده کنند. برای این که بتوانیم تحت فشار تصمیمات خوب بگیریم، باید به خود یادآور شوم که من قبل از هر چیزی، در برابر خداوند پاسخگو هستم. بعد از آن جوابگوی خانواده ام هستم. انسان ها در قول وقرارهایشان به هم شبیه اند، تنها در عمل است که با هم فرق دارند.

۲- لذت: میل به لذت جویی ( یا راحت طلبی) ما را به سوی چیزهایی می کشاند که بعداً از آن ها متاسف خواهیم شد. بهترین راه اجتناب از وسوسه شدن، دوری گزیدن از آن است. کار دیگری که باید در خود بکنید این است که در خود نظم و انضباط ایجاد کنید. کسی که از نظم و انضباط برخوردار است، می تواند کاری را که باید انجام شود، در زمان لازم انجام دهد. عجیب به نظر می رسد، اما برای رسیدن به آزادی باید به احساسات خود نظم و ترتیب بدهید. این کار به شخصیت احتیاج دارد. یکی از بهترین راه های رسیدن به نظم و ترتیب، به تاخیر انداختن ارضا شدن است.

۳- قدرت: هیچ کس آن قدر مدبر و خردمند نیست که به او قدرت نامحدود داده شود. بسیاری از مقامات بلندپایه اجرایی احساس محق بودن می کنند. آن ها خودشان را با موسسه شان یکی می دانند و با این ذهنیت هر آنچه دلشان می خواهد از آن برداشت می کنند.انسان اگر وقتی قدرتی دارد بپذیرد که قدرتش موقتی است، با مشکلی روبه رو نمی شود، اما وقتی فکرکند که او به وجود آوردنه قدرت است، این قدرت تخریب کننده می شود. کسانی که در معرض قدرت هستند، معمولاً چرخه ای را تجربه می کنند که از این الگو پیروی می کند:

- رسیدن به قدرت

- سوء استفاده از قدرت

- از دست دادن قدرت

۴- غرور: اشتباهی بزرگ تر از غرور وجود ندارد. غرور طلایه دار ویرانی است. به همراه غرور بدنامی از راه می رسد. غرور ریشه هم مفاسد است. غرور زمینه ساز مشاجره است. غرور مرد را به زیر می کشد. غلبه بر غرور کار راحتی نیست. هیچ یک از شهوات انسانی دشوارتر از غرور فروکش نمی کند. غرور می تواند سبب شود اشکالات و تقصیرات خود را نبینید، به نیازهای دیگران توجه نداشته باشید و از کنار موازین اخلاقی بی توجه عبور کنید.

۵- اولویت ها: شرکت های موفق آن هایی هستند که پایبند ارزش های راستین خود باقی می مانند. گوته شاعر و نویسنده آلمانی می گوید: آنچه بیشترین ارزش را دارد، نباید تحت الشعاع آنچه کم ارزش است قرار بگیرد. بزرگترین اولویت من در زندگی خداوند است، بعد نوبت به خانواده ام می رسد و کارم مقاوم سوم را احراز می کند و همه روزه بر اساس این اولویت ها تصمیم گیری می کنم. تلاش کنید آنچه بی اهمیت است، جای آنچه را اهمیت دارد، نگیرد.

بهره برداری از فرصت طلایی

من فکر می کنم همه مردم دنبال فرصتی طلایی می گردند و اغلب آن ها فکر می کنند بهترین فرصت ها ناشی از شغل، سرمایه گذاری و یا حضور در بازار است. اما واقعیت این است که بهترین فرصتی که شما در اختیار دارید این است که خودتان را تغییر دهید. تا زمانی که درون خود را آماده نکرده باشید، نمی توانید از فرصت های بیرونی استفاده کنید. تصمیمات بجای امروز، می تواند چند ماه بعد پیروزی هایی را نصیبتان کند که تصورش را نمی کردید. کسی که احساس مسئولیت می کند، می تواند به خودش اعتماد داشته باشد که به جای کار راحت، کار درست را انتخاب می کند. اگر می خواهید بتوانید فرصت های طلایی را دنبال کنید، ابتدا در اندیشه شخصیت قدرتمند باشید. این گونه می توانید با چالش های اخلاقی که ممکن است پیش رویتان قرار داشته باشد، برخورد درست کنید. توصیه من این است که این گونه شروع کنید:

۱- در قبال اقدمات خود قبول مسئولیت کنید: مسئولیت به تناسب فرصت است. زیرا کسی که احساس مسئولیت می کند، می تواند به خودش اعتماد داشته باشد که به جای کار راحت، کار درست را انتخاب می کند. عذر و توجیه حول سه محور می گردد: سرزنش کردن اوضاع و احوال زندگی، سرزنش کردن مشکلات گذشته و سرزنش کردن دیگران.

۲- نظم و انضباط شخصی را در خود ایجاد کنید: کاری را که در موقعیت های بزرگ می کنیم، به آنچه هستیم بستگی دارد، و آنچه هستیم، نتیجه نظم و انضباط گذشته ماست. کسانی که نظم را رعایت نمی کنند، برای این که عقب نمانند تقلب می کنند. باید در این زمینه ها نظم داشت: زمان، انرژی، اهداف (اولیت بندی) و روحیه ( تسلط بر عواطف).

۳- نقاط ضعف خود را بشناسید: کسانی که نقاط ضعف خود را می شناسند به ندرت حیرتزده می شوند، و نمی گذارند دیگران از نقاط ضعف آن ها استفاده کنند.

۴- اولویت ها و ارزش های خود را همخوان کنید: استحکام شخصیت را می توان همخوان کردن باورها و اقدامات معنی کرد.

۵- به سرعت به اشتباهات خود اذعان کنید و تقاضای بخشش نمایید: یکی از ویژگی های تمامی شکست های تجاری، سرپوش گذاشتن بر اشتباهات است.

۶- به امور مالی توجه بیشتری کنید: اگر می خواهید درباره شخصیت افراد اطلاعات بیشتری کسب کنید، ببینید با پول چه کار می کنند. پول انسان را تغییر نمی دهد. صرفاً نقاب از چهره او بر می دارد. اگر کسی ذاتاً خودخواه یا خودبین یا حریص باشد، پول این را افشا می کند. پول اربابی وحشتناک و خادمی عالی است. برای این که پول تبدیل به ارباب نشود، اقدامات زیر را توصیه می کنم:

- کسب درآمد کنید.

- تا حد امکان صادق باشید.

- سخاوتمند باشید.

- از اعتبارات خود عاقلانه استفاده کنید. برای حفظ آزادی تان، بدهی به بار نیاورید. منزلتی بالاتر از این نیست که در محدوده توانمندی های مالی خود زندگی کنید.

۷- خانواده خود را مقدم بر کارتان در نظر بگیرید:  اگر خانواده تان را برای مدت طولانی حفظ کنید، می توانید موفقیتتان را برای مدتی طولانی حفظ کنید.

۸- به کارکنانتان بها بدهید: برای این که بتوانید از فرصت های طلایی بهره برداری کنید، باید به اندازه کافی به دیگران بها بدهید. به عبارت دیگر باید نشان دهید به آن ها اعتماد دارید.

ماجرای لمس میداس

میداس شاهِ فریگیای باستان از دایونیسوس، خدای خوشگذارنی خواست، آرزویش را برآورده کند که به هر چه دست می زند به طلا تبدیل شود. وقتی این آرزو برآورده شد، میداس در عرض چند دقیقه، ثروتمندترین فرد جهان شد. اما مشکل زمانی آغاز شد که خواست آب و غذا بخورد و تا دست به آنها زد، به طلا تبدیل شدند و حتی وقتی دخترش را بغل کرد او هم به طلا تبدیل شد. لذا از دایونیسوس خواست این قدرت طلاسازی را از او بگیرد و تنها وقتی قدرت طلاسازی خود را از دست داد به انسانی شاد و خوشبخت تبدیل شد.

اگر می خواهید به غنای واقعی برسید- با سرمایه گذاری روی مردم- به توصیه های زیر عمل کنید:

۱- با دیگران بهتر از آنچه آن ها با شما رفتار می کنند، رفتار کنید: فرد باید از شخصیت والایی برخوردار باشد تا با دیگران بهتر از رفتاری که آن ها با او دارند رفتار کند. بخشودن اقدامی گهگاهی نیست. نگرش دائمی است. اگر همه با دیگران بهتر از آنچه با خودشان رفتار می شود، رفتار می کردند، چگونه دنیایی می داشتیم. من این را قاعده پلاتینی می نامم.

۲- یک کیلومتر بعدی را بپیمایید: در آن یک کیلومتر اضافه ترافیکی وجود ندارد. اگر همیشه بیش از حد انتظار انجام بدهید، نه تنها خود را از بقیه بالاتر می کشید، بلکه به دیگران هم کمک می کنید تا خودشان را با شما بالا بکشند. اپرا وینفری می گوید: تلاش برای بهترین بودن در این لحظه، به من کمک می کند در لحظه بعد در بهترین مکان قرار بگیرم.

۳- به کسانی که نمی توانند به شما کمک کنند، کمک کنید: اگر برای کسی که امکان جبران کردن ندارد کاری نکرده باشید، روز موفقی را پشت سر نگذاشته اید.

۴- وقتی طبیعی است که کار اشتباهی بکنید، کار درست را انجام دهید: وقتی انجام دادن کار اشتباه ساده تر است، انجام دادن کار درست اصلاً راحت نیست. در این جا به شخصیتی قدرتمند نیاز است. با این حال پاداش کار بسیار چشمگیر است.

۵- حتی اگر ناراحت می شوید، سر قول خود بایستید: پایبندی به قول و قرار سنگ زیربنای همه روابط و برای موفق شدن در کار تجارت ضروری است. باید با دقت متعهد شوید و در همه زمینه ها کاری را که قولش را می دهید، انجام دهید.

به دنبال قاعده طلایی بروید

به اعتقاد من هر کس برای رسیدن به هدف خود دو مسیر را می تواند طی کند. می تواند به دنبال طلا برود یا می تواند به دنبال قاعده طلایی برود. کسانی که به دنبال تجارت طلا می روند، اغلب از کنار سایر چیزهای مهم زندگی شان می گذرند و بعد حتی دستاوردهای مالی خود را از دست می دهند.

میان کسانی که به دنبال طلا می روند و کسانی که به دنبال قاعده طلایی می روند تفاوت وجود دارد:

کسانی که به دنبال طلا می روند                        کسانی که به دنبال قاعده طلایی می روند

می پرسند: برای من چه می توانید بکنی               می پرسند: برای شما چه می توانم بکنم

ثروت را به خانواده ترجیح می دهند                   خانواده را به ثروت ترجیح می دهند

برای اقدامات خود منطقی دارند                        اقدامات خود را توجیه می کنند

ذهنیت (اول من) را دارند                               ذهنیت (اول بقیه) را دارند

پولشان را می شمارند                                    دوستانشان را می شمارند

ارزش خود را با ثروتشان می سنجند                  به ارزش های معنوی توجه دارند

 

field_video
کپی رایت | طراحی سایت دارکوب