
درس ۲ فرکرنز۳ درباره قیدها و صفات است. همچنین درباره نحوه دادن یک خبر و تمام کردن یک مکالمه بحث می کند. گرامز این درس درخصوص گذشته ساده در مقابل گذشته استمراری است در ابتدا با تعدادی از قیدها و همچنین فعل هایی که واکنش را توصیف می کنند آشنا می شویم:
قیدها: amazingly= با شگفتی؛ sadly=متاسفانه؛ fortunately=خوشبختانه؛ strangely=با کمال تعجب؛ luckily=خوشبختانه؛ surprisingly= بطور شگفت آوری؛ suddenly=ناگهان؛ unfortunately=بدبختانه
فعل ها:
amuse=سرگرم کردن؛ challenge به چالش کشیدن؛ confuse=گیج کردن؛disgust= حال به هم زن؛ embarrass=شرمنده کردن؛ excite= به هیجان آوردن؛ frighten=ترساندن؛ interest=جذب کردن
گرامر: گذشته استمراری برای کاری که در گذشته انجام شده و مدتی ادامه داشته یعنی استمرار داشته است بکار می رود. و با while همراه است و هنگامی که این عمل در حال انجام در گذشته؛ توسط عمل دیگری قطع می شود؛ این عمل را با زمان گذشته ساده بیان می کنند که با when همراه است. مثلاً آنجلا در حال درست کردن ماکارانی بود که همه جا تاریک شد Angela was cooking pasta when everything went dark
مثال: وقتی در حال آمدن به اینجا بودم او را دیدم while I was coming here I saw him یا I saw him while I was coming here
گرامر بخش دوم درباره صفات است. صفات یا بی ریشه هستند مانند tall, big, expensive یا از فعل مشتق می شوند که یا حالت فاعلی یا مفعولی دارند. بعضی از این صفات که از فعل ساخته می شوند بی قاعده ساخته می شوند مثلاً فعل scare ترساندن که حالت فاعلی آن می شود scary و حالت مفعولی آن می شود scared . ولی در حالتی که صفات به صورت با قاعده از فعل ساخته می شوند در حالت فاعلی آن فعل ing می گیرد همانند frightening, suprising, boring, conusing و در حالت مفعولی pp قسمت سوم فعل می شود همانند confused, suprised. مثلاً confusing که حالت فاعلی دارد به معنای گیج کننده است ولی confused که حالت مفعولی دارد به معنای گیج شده می باشد.
برای بیان خبری به کسی از جملات Did you hear what happened یا You'll never guess what happened استفاده می شود و برای پایان دادن به یک مکالمه یا گفتگو می توان این جملات را بکار برد: Listen, I've got to run یا Sorry, I have to go یا I need to get going
نکته:
give somebody party یعنی برای کسی جشن گرفتن
You'll never guss باورت نمیشه
guess what حدس بزن چی شده
get into وارد یک حرفه ای شدن مثلاً He got into film school
for sure با اطمینان