
تصاوير ايجاد شده در سيستم عکاسي ديجيتال، از دانه هاي منظم و کاملا هندسي و حسابگر به نام پيکسل تشکيل شده اند، اما در عکاسي آنالوگ، دانه هاي بلور برمور نقره موجود در نگاتيوهاي فيلم عکاسي، پس از نوردهي توسط دوربين، به شکل نقطه هايي بي نظم و کوچک به نام گرين، تصوير را تشکيل مي دهند. گرين ها به تبع شکل بي نظمشان (بر خلاف پيکسل ها)، از نظر بصري، اشکالي ديناميک، پرانرژي و بسيار پويا مي باشند. با توجه به ويژگي نقطه به عنوان عنصر تشکيل دهنده تصاوير، اکنون اين سوال پيش مي آيد که چرا تصاويري که محصول فرآيند عکاسي ديجيتال هستند، نسبت به تصاوير حاصل از سيستم عکاسي آنالوگ، از لطافت و پويايي کمتري برخوردارند؟ و اینکه آیا وقعا عکاسی دیجیتال تاکنون، توانایی ثبت تصاویر موفق در همه شرایط را داشته است؟ به نظر می رسد که فناوری عکاسی دیجیتال با همه امکانات جدید آن، هنوز دارای نقظه ضعف هایی نسبت به سیستم آنالوگ می باشد. بسیاری از عکاسان امروزی بدون توجه کافی به توانش های سیستم عکاسی آنالوگ ( که دوربین های دیجیتالی کنونی فاقد آن هستند) آن را وانهاده و به اشتباه، بیشتر تصاویرشان را از دوربین های دیجیتال طلب می کنند، در حالیکه عکاسی آنالوگ بدلیل شکل منعطف تر نقطه در آن، هنوز می تواند در زمینه هایی مانند عکاسی از طبیعت که ماهیت عناصر تشکیل دهنده آن، شکل های منحنی است کاربرد بیشتری داشته باشد و یا به دلیل شکل بیانی نقطه در آن، عکس های روحانی تری را ثبت کند. به عبارتی فرم نقطه در عکاسی آنالوگ با شکل های منحنی و آزاد که منطبق با فرم های موجود در طبیعت هستند، متناسب بوده ولی در عکاسی دیجیتال که ثمره مدرنیسم در تحول عکاسی است.، نقطه ماهیتی حسابگر و مربعی داشته و میل به ماشینی شدن مدرنیسم و دوری از فرم های موجود در طبیعت دارد. بنابراین کاربرد هر یک از آنها در جایگاه مناسب خود دارای ارزش است؛ یعنی اگر موضوع عکاسی، ثبت طبیعت باشد بهتر است که از سیستم عکاسی آنالوگ بهره گرفته شود و در جایی که عکاسی صنعتی یا تبلیغاتی مدنظر است، بهتر است که از تصاویر سیستم دیجیتال استفاده شود.