رفتن به محتوای اصلی
امروز: ۱۲:۳۸:۱۱ ۲۰۲۵/۰۴/۰۴     ورود
EN - FA

برای تبلیفات در سایت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تبلیفات در سایت

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تبلیفات در سایت

تنبیه کردن؛ یعنی اینکه والدین فرزندشان را مدتی از چیزی محروم کنند و یا او را به نحوی آزار دهند تا درس خوبی به او داده باشند. ولی وقتی از فرزندمان می خواهیم عواقب کار خودش را در نظر بگیرد، او خودش کارهایش را جمع بندی کرده و به نتیجه می رسد. روزی پدری ماجرایی را برایمان تعریف کرد که با آن می توان به تفاوت میان تنبیه کردن و فهماندن فرزندمان نسبت به عواقب کار خودش، پی برد. اکنون به ماجرای که او برایمان تعریف کرده، توجه کنید:
روزی پسر نوجوانم از من خواست که گرم کن آبی رنگم را به او بدهم؛ چون شلوار جدیدی که خریده بود، خیلی با آن تناسب داشت. من گرمکنم را به او دادم و بعد از مدتی این مساله را کاملا فراموش کردم. هفته بعد وقتی به سراغ گرمکن رفتم تا آن را بپوشم، دیدم گرمکن من زیر یک عالمه لباس چرک افتاده. پشت گرمکن من پر از گچ بود و جلوی آن چیزی شبیه سس قرمز ریخته شده بود. با دیدن این صحنه خیلی از دست پسرم عصبانی شده بودم. این اولین بازی نبود که او این کار را با من می کرد. به خودم گفتم که باید تنبیه شود و رفتن به استادیوم ورزشی را فراموش کند و من باید بلیط او را به شخص دیگری بدهم. اما بعد وقتی پسرم را دیدم، کمی آرام گرفته بودم، ولی هنوز از دستش عصبانی بودم. او از من معذرت خواهی کرد و گفت که دیگر این کار را نخواهد کرد.
یک ماه بعد پسرم دواره سراغ من آمد و خواست که یکی از بلوزهای مرا قرض بگیرد. این بار من قبل از اینکه لباسم را به او بدهم، به او گفتم که باید روی یک کاغذ برایم تعهد بدهد که لباسم را همان طور که از من قرض گرفته، به من پس خواهد داد. آن شب دیدم او یادداشتی روی نامه های من گذاشته و در آن نوشته که اگر لباسم را به او قرض بدهم، نهایت سعی خودش را خواهد کرد تا او را صحیح و سالم به من تحویل بدهد. او برایم نوشته بود که با آن لباس به تخته سیاه مدرسه تکیه نخواهد داد و خودکار خودش را در جیب آن نخواهد گذاشت تا رنگ پس بدهد. او همچنین نوشته بود که دیگر با آن لباس غذا نمی خورد تا کثیف شود.
من از این کار پسرم بسیار تعجب کرده بود و پیش خودم فکر کردم که اگر او زحمت نوشتن این یادداشت را قبول کرده، حتما پای حرف خودش خواهد ایستاد. حق با من بود، وقتی پسرم لباس مرا پوشید، هنگام تحویل آن را تمیز و مرتب روی چوب لباسی آویزان کرد.
این ماجرا نشان دهنده این است که پسرک در پایان ماجرا عواقب کار خودش را فهمیده بود. او دیگر خوب می دانست اگر چیزی را که از دیگران قرض می گیرد، مثل روز اولش صحیح و سالم به آنها پس ندهد، آنها چقدر از دست او عصبانی خواهند شد و دیگر چیزی به او قرض نخواهند داد. او همچنین فهمیده بود که اگر قول بدهد دیگر این کار را تکرار نکند، طرف مقابل به او اطمینان خواهد کرد دوباره چیزی را که او می خواهد، به او قرض خواهد داد. بنابراین دیدیم که لازم نیست آن پدر برای فهماندن این درس، پسرش را تنبیه کند.

field_video
کپی رایت | طراحی سایت دارکوب