در سال ۲۰۱۶ آلن دوباتن، نویسنده و فیلسوف فاضل و پرکار اهل سوئیس، در نیویورک تایمز جستاری به نام <<چرا با آدام اشتباه ازدواج می کنید>> منتشر کرد که پرخواننده ترین سرمقاله ویژه سال شد. دوباتن در این جستار استدلال می کند که اگر تفکر رمانتیک را کنار بگذاریم، اوضاع خودمان و زندگی مشترکمان خیلی بهتر می شود؛ این تفکر که به قول دوباتن <<موجودی کامل وجود دارد که می تواند هر نیاز و تمنای دلمان را برآورد>.
دوباتن معتقد است که یکی از فاحش ترین اشتباهاتمان درباره رابطه این است که خیال می کنیم نمی توانیم سواد و مهارتمان را در آن افزایش دهیم. این یعنی باید دست از تمنای عشق بی قید و شرط نیمه گمشده برداریم، باید با نقص های عشق زندگی مان کنار بیاییم و عوضش روی خودمان کار کنیم. از نظر او سوزناک است که ما معمولا معشوقی را انتخاب می کنیم که همان بدقلقی های پدرو مادرمان را دارد. سوزناک است که وقتی اضطراب داریم برای کسی به قدر کافی اهمیت نداشته باشیم، از دست او عصبانی می شویم. ضمنا صاحبان خودرو فراری سطحی نگر و طماع نیستند، بلکه نیازی سوزناک به عشق دارند. آلن معتقد است که ما نیمه گمشده نداریم. او می گوید ما باید بپذیریم که هیچ کسی وجود ندارد که ما را تمام و کمال درک کند و درتمام چیزهای بزرگ و کوچک با ما هم سلیقه باشد. سرانجام نهایت چیزی که به آن می رسیم درصدی از سازگاری است. آلن برخلاف افلاطون معتقد است که ما هیچ نیمه گم شده ای نداریم. در واقع به گفته آلن، همین خیال نیمه گمشده است که نمی گذارد قدر شریک عاطفی واقعی مان را بدانیم. همیشه شخصیت ناقص او را با چیزهای فوق العاده ای مقایسه می کنیم که درباره غریبه ها، به خصوص توی کتابخانه ها و قطارها، تصور می کنیم. او این مشکل را با تمرینی به نام خیال بافی ضدرمانتیک نشان می دهد که در آن باید نقص های غریبه های جذاب را تصور کنیم. مثلا اگر زن جوان جذابی را در کتابخانه می بینیم پیش خود بگوییم حتما کتابخوان است اما معلوم است هر چه می خواند، تو هم باید بخوانی و باید تمام انتخاب هایش را چشم بسته تایید کنی. یا اگر زنی مردی ثروتمند و شیک با موهای زیبا را می بیند باید با خودش بگوید که موهای زیبایی دارد اما معلوم است خیلی خودپسند است و وقتی دستم را توی موهایش بکشم می گوید دست به موهایم نزن.