رفتن به محتوای اصلی
امروز: ۰۱:۵۴:۰۸ ۲۰۲۵/۰۳/۰۴     ورود
EN - FA

برای تبلیفات در سایت

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تبلیفات در سایت

 

 

 

 

 

 

 

 

برای تبلیفات در سایت

کار سیستم دوپامین انگیزه دادن به فرد برای بقا و تولید مثل است. دوپامین به فرد فرمان می دهد: سرپناهی تهیه کن. در جستجوی غذا باش. از فرزندان خود حمایت کن. این ها وظایفی است که سیستم دوپامین را بیش از همه تحریک می کنند و مگر از این ها مهمتر چیزی هم وجود دارد؟
برای یک معتاد، بیشترین چیزی که اهمیت دارد مواد و داروست. حداقل او چنین احساسی دارد. اگر تصمیم گیری را به سبک و سنگین کردن گزینه ها روی یک ترازو تشبیه کنیم، ماده اعتیادآور مثل فیلی است که روی یکی از کفه های ترازو می نشیند و هیچ چیزی نمی تواند با آن رقابت کند.
فرد معتاد مصرف مواد را به کار و خانواده و همه چیز ترجیح می دهد. ممکن است ما فکر کنیم تصمیم های او غیرمنطقی است. اما مغز فرد معتاد به او می گوید که تصمیم هایش کاملا درست و منطقی هستند. اگر کسی به ما پیشنهاد کند بین دریافت چکی یک میلیون دلاری یا رفتن به زیباترین رستوران شهر و صرف غذا در آنجا یکی را انتخاب کنیم، مسلم است که چک را اتتخاب می کنیم و هر انتخابی غیر از این مضحک خواهد بود. اما فرد معتاد مثلا بین پرداخت اجاره خانه و خرید کراک دومی را انتخاب می کند. چرا که مصرف کراک سبب ترشج دوپامین بیشتری می شود. سرخوشی ناشی از مصرف کراک کوکائین بزرگتر از هر تجربه خوشایند دیگری است. بنابراین اگر از دید دوپامین به قضیه نگاه کنیم، رفتار معتاد طبیعی به نظر می رسد.
مواد اعتیادآور با محرک های طبیعی ترشح دوپامین فرق دارند. وقتی گرسنه هستیم هیچ چیز به اندازه صرف غذا نمی تواند ما را تحرک کند. اما پس از صرف غذا انگیزه ما برای دریافت غذای بیشتر کاهش می یابد. چرا که مدار سیری مغز فعال می شود و مدار آرزو را خاموش می کند. برای برقراری ثبات در بدن، نوعی سازوکار نظارت و تعادل وجود دارد. اما در مورد کراک چنین سازوکاری وجود ندارد. کسی که کراک مصرف می کند هیچ وقت از آن سیر نمی شود. معتادان آن قدر به مصرف ادامه می دهند تا مریض شوند یا پول شان تمام شود یا بمیرند. 

field_video
کپی رایت | طراحی سایت دارکوب