گذر از مرحله هیجان به لذت می تواند چالش برانگیز باشد، مثل پشیمانی کسی که چیز بزرگی را خریده، معمولا این حس پشیمانی به عوامل مختلفی نسبت می دهند: این تصور که خرید اشتباهی کرده ایم یا حس گناه از بابت افراط در خرج کردن یا شک در این باره که شاید بیش از حد تحت تاثیر حرف های فروشنده قرار گرفته ایم. در واقع این پشیمانی مثالی از فعالیت مدار آرزوست که وعده های آن در حال رنگ باختن است. وعده این بود که اگر فلان خودروی گران قیمت را بخرید سرشار از شادی شده و زندگی شما از این رو به آن رو می شود. اما وقتی صاحب این خودرو می شوید دوام شادی شما کمتر از چیزی است که حدس می زدید. مدار آرزو، عهدشکن و بدقول است و در ما حس رضایت ایجاد نمی کند. این مدار در موضعی قرار ندارد که بتواند رویاهای ما را در عالم واقعیت برآورده کند. مدار آرزو به زبان ساده فقط نوعی فروشنده است.
وقتی تصمیم به خرید چیزی داریم و به آینده ای فکر می کنیم که در آن خرید مطلوب انجام شده، سیستم دوپامینی مغز ما که معطوف به آینده است فعال می شود. اما وقتی تملک انجام شد، شی مطلوب از فضای فراشخصی به فضای پیراشخصی و از آینده که فلمرو سلطه سیستم دوپامین است به مرحله حال و وصال که قلمرو سلطه سیستم <<اینجا و اکنون>> است می رسد. پشیمانی از خریدار ناشی از این است که سیستم <<اینجا و اکنون>> قادر به جبران افت برانگیختگی وابسته به کاهش ترشح دوپامین نیست، اگر خرید عاقلانه ای انجام داده باشیم احتمال دارد که سیستم <<اینجا و اکنون>> تقویت شود و افت هیجان وابسته به کاهش ترشح دوپامین را جبران کند. راه دیگر اجتناب از پشیمانی پس از خرید آن است که چیزی بخریم که خود مایه تحریک ترشح دوپامین باشد، مثلا کامپیوتر جدیدی که باعث افزایش بهره وری شود یا لباسی که با پوشیدن آن موقع رفتن به خیابان جذاب تر شویم.
بنابراین سه راه حل ممکن رفع پشیمانی پس از خرید عبارتند از
۱- با خرید بیشتر همچنان سطح ترشح دوپامین را بالا نگاه داریم.
۲- با خرید کمتر از افت ناگهانی ترشج دوپامین به دنبال خرید جلوگیری کنیم.
۳- توانایی گذار از مرحله آرزوهای دوپامینی به علاقه های <<اینجا و اکنون>> را در خود تقویت کنیم.
خواست و دوست داشتن نتیجه فعالیت دو سیستم متفاوت مغز هستند. لذا در بسیاری از موارد چیزهایی را می خواهیم که قادر به دوست داشتن آنها نیستیم. فرق گذاشتن بین چیزهایی که می خواهیم و چیزهایی که دوست داریم دشوار است.